شمس الدين محمد بن احمد خفرى
35
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )
مگر حين وجود فعل ؛ و اگر از قدرت ، قوّهء ناقصهاى اراده كنيم كه مشروط به تحقّق جميع شرائط تأثير و كسب با آن قدرت نباشد ، در اين هنگام قدرت تحقّق نمىيابد مگر قبل از فعل . خفرى پس از بيان نظر خود مىگويد : پاسخ خواجه در واقع ردّى بر مذهب اشاعره است كه قائلند فاعل قبل از وجود فعل ، قدرت بر فعل ندارد . پاسخ چهارم خواجه : « و انتفاء الفعل ليس فعل الضدّ » يعنى عدم فعل به معناى فعل عدم نمىباشد . توضيحات خفرى در اين زمينه ، در واقع تأييدى بر پاسخ مذكور خواجه و شرح قوشچى بر آن مىباشد . و امّا آخرين بحثى كه وى در اين فصل به آن پرداخته ، بحث عموميت قدرت حقّ تعالى است كه در بسيارى موارد مؤيّد نظر خواجه و قوشچى است . در ضمن وى بحث ديگرى را مطرح مىكند كه با عموميت قدرت حقّ تعالى مرتبط است و آن اينكه آيا خداوندى كه خير محض است ، مىتواند منشأ شرور در عالم باشد يا شرور منشأ ديگرى دارد ؟ البته در اين مسأله اختلاف نظر بسيار است ، به طورى كه عدّهاى از راه حقّ منحرف گشته و گرفتار شرك و الحاد شدهاند . او ابتدا نظرات مختلفى را كه در اين باب عنوان شده ، از جمله نظر مجوس و ثنويّه را مطرح مىكند . سپس در جواب همهء اينها ، از پاسخى كه در دفع شبههء ثنويّه وارد شده ، استفاده مىكند و مىگويد : در اشيا پنج احتمال وجود دارد : 1 . چيزهايى كه در عالم ، شرّ محض است . 2 . چيزهايى كه در عالم ، خير محض است . 3 . چيزهايى كه در عالم ، خير و شرّش مساوى است . 4 . چيزهايى كه جنبهء خير در آن غلبه دارد . 5 . چيزهايى كه شرّش غالب است . سپس نتيجه مىگيرد : چون ذات واجب بالذات نمىتواند مبدأ شرّ گردد ، واجب